![]() |
![]() |
|
| احسـاس غریـبی نـکن ایـنجـا که رسیـدی این کلبه ناچیز تعلق به تو دارد |
|
زندگي يک آرزوي دور نيست؛
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 17:49 توسط نرگس |
|
|
میخواهم در نگاه خود به زندگی تغییرداده و گذشته های تلخ و نا خوشایند رو از صفحه ذهنم پاک کنم .قلبم رو بسان قلب کودک معصومی زلالش کرده و آماده نزول محبت وعشق بنمایم . پروانه عشق و امیدم رو شکوفاش کرده در آسمون رویاهای زیبا و آرزوهای بی پایانم به پرواز درآورم شبها در آسمون بدنبال ستاره اقبالم باشم تا آنرا دریابم . میخواهم با عشق زندگیمو لطیف و دوست داشتنیش بکنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:38 توسط نرگس |
|
|
سرگذشتی است مرا تیره دراین روی سیاه
لحظه ای محض خدا خویش فراموش کنید داستان غم پنهانی و تنهایی من گوش کنید در دل آتش عشق دامن خاموشی از همه تلخی جانسوزکه یک عمرچشید قلب من قلب من بسکه تپید قلب من بسکه شکست نفسم بسکه در اعماق دلم نعره کشید هوسم بسکه به مغزم کوبید پای یه مشت ستمکار ستم پرور پست بسکه برخاک سیاهم مالید خاطرات سیه دوره خاموشی ومرگ بسکه در پهنه روحم نالید مثل یک قطره سرشک از دل خون زندگی !!!!! از لب چشمم غلطید با سر آهسته زمین خورد و لب سرد زمین لاشه مرده روحم بوسید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:32 توسط نرگس |
|
آن كس كه مي گفت دوستت دارم عاشقي نبود كه به شوق تو آمده باشد رهگذري بود كه روي برگهاي پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان آوازي بود كه من گمان مي كردم كه مي
گويد: دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 8:41 توسط نرگس |
|
|
مرگ من روزی فرا خواهد رسید می خزند آرام روی دفترم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 5:41 توسط نرگس |
|
|
با او رابطه داشتم
یادم آمد
. . بود... |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 5:33 توسط نرگس |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 7:56 توسط نرگس |
|
|
غم غروب نگاهت نشست بر روحم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8:13 توسط نرگس |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان خوشحالم که به سراغم میایید ای کاش بتونم محبت های شما را جبران کنم فقط نظر یادتون نره؟؟
|
|
RSS
|